X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 26 تیر‌ماه سال 1390
امپراطور رسانه‌ها عذرخواهی کرد

منبع خبر آنلاین :

فرهنگ > رسانه  - روزنامه‌های بریتانیا یک صفحه از نشریه خود را به یادداشتی با امضای روپرت مرداک اختصاص دادند که در آن به دلیل «کارهای نادرست» هفته‌نامه «نیوز آو د ورلد» عذرخواهی کرده است.

به گزارش خبرآنلاین، در این یادداشت آمده است «به دلیل کارهای بسیار نادرستی که انجام شد معذرت می‌خواهیم.»

این اتفاق در حالی افتاد که ربکاه بروکس، سردبیر سابق این هفته‌نامه و لس هینتن، از مدیران ارشد «نیوز کورپوریشن» شامگاه جمعه (دیروز) از سمت‌های خود استعفاء دادند. پرونده رسوایی استراق سمع دلیل اصلی این کار است.

مرداک در این یادداشت اظهار تاسف کرده است که چرا «سریع‌تر به سروسامان دادن به امور» نپرداخته است. او نوشته است: «می‌دانم که عذرخواهی ساده کافی نیست. کار ما بر این اساس آغاز شد که مطبوعات آزاد و باز باید نیرویی مثبت در جامعه باشد. باید به این هدف برسیم.»

او در ادامه افزوده است: «در روزهای آتی، درحالی که سعی می‌کنیم کارهایی ملموس در این زمینه انجام دهیم و خسارات اعمال خود را جبران کنیم، بیشتر از ما خواهید شنید.» مرداک این یادداشت را با عبارت «ارداتمند شما، روپرت مرداک» امضا کرده است.


چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390
عذر خواهی

من از طرف خودم و مجید جمشیدی از بهشب  و محمد سایبانی عزیز عذر خواهی می کنم قطعا آقای پشت کوهی تاج سرما و مایه افتخار هرمزگان است . در دنیای رسانه از این اتفاقات می افتد و طبیعی است . دوستان خیلی مته به خشخاش نگذارند  . چون نمی خواهیم اتفاقات دوسال پیش تکرار شود . بنده به نوبه خودم برای اقای پشتکوهی و گروه تی تووک آرزو ی موفقیت و سربلندی در همه مراحل زندگی و کاری اشان را دارم . آوینیون رفتن یا نرفتن پشتکوهی آنقدر مهم نیست که پشت کوهی همیشه برای مردم شهرش کار هنر ی و فرهنگی  کرده و این برای ما ارزشمند تر است .


چهارشنبه 22 تیر‌ماه سال 1390
بندر گمبرون

تصویر برداری فیلم بندر گمبرون به تهیه کنندگی و کارگردانی شهاب آبروشن به پایان رسید و همینک مرحله تدوین و صدا گذاری را سپری می کند . این فیلم کوتاه داستانی تا سه ماه آینده آماده نمایش خواهد بود
دیگر عوامل فیلم عبارتند از -
نویسنده و کارگردان : شهاب آب روشن
دستیار کارگردان : احسان نفیسی
تصویر بردار : حسن بردال
صدا
مهراب بهرامی
مهدی بهرامی
مدیر تولید : احسان نفیسی
برنامه ریز : زهرا کریمی
عکاس : احسان رضایی
تدوین : شهاب آب روشن 
تهیه کننده : شهاب آب روشن

بازیگران : داوود اسلامی - نعیمه حمزوی - علی کیکاووسی - رضا غریب زاده - مجید جمشیدی - ایمان رحیمی - رضا کولغانی و
... 

خلاصه داستان : زن و مردی تنها ، بنا به اتفاقاتی تصمیم میگیرند که از شهر خارج شوند که اتفاق دیگری همه چیز را تغیر میدهد..


شنبه 18 تیر‌ماه سال 1390
دُرگوش

فیلم مستند) دُرگوش( به تهیه کنندگی و کارگردانی خوبیار سالاری مراحل تولید خود را سپری می کند . این فیلم مستند 30 دقیقه ای که در منطقه بشکرد هرمزگان در حال تصویر برداریست 5 ماه از زمان تولید آن می گذرد و تا فروردین سال 1391 آماده نمایش خواهد بود . 
عوامل دست اندرکار مستند درگوش عبارتند از:

تهیه کننده و کارگردان: خوبیار سالاری

مدیر تولید و برنامه ریز: مهشید محمدپو

تصویربرداران: غلام سبزی کار، خوبیار سالاری

تدوین گر: شهاب آب روشن

موسیقی: بهرنگ عباس پور

عکاس: عباس سالاری

صدابردار: اردشیر رکنی

دستیار صدا: دانیال سالاری

دستیار کارگردان: حسن رحیمی

راهنمای محلی: کیدی کرم زاده

حمل و نقل: علی سالاری ، حسین جنگی 
تهیه شده در.. سیمای مراکز استانهای صدا و سیما و سیمای مرکز خلیج فارس .



شنبه 18 تیر‌ماه سال 1390
نمایشگاه مجسمه
نمایشگاه مجسمه های موسا عامری پور
19 تا 23 تیرماه 1390
بندرعباس، فرهنگسرای طوبا ، نگارخانه گرمساری
افتتـاح: یکشنبه 19 تیـر ، ساعت 6/5عصر

* موسا عامری پور از هنرمندان خلاق و باسابقه هرمزگان است
که در حوزه هنرهای تجسمی فعالیت دارد.



چهارشنبه 15 تیر‌ماه سال 1390

تدوین فیلم مستند( کنیز )ساخته حامد کریمی پور به پایان رسید ه و آماده نمایش است. این فیلم مستند درباره زندگی کنیز عباس پناه " زن نقاش ،ساکن جزیره هرمز است .
تهیه کننده ، کارگردان و تصویر بردار " حامد کریمی پور 
تدوین " داوود صدری 
با حضور " دکتر احمد نادعلیان " کنیز عباس پناه " حسن دریا پیمای هرمزی .زمان " 47 دقیقه



دوشنبه 13 تیر‌ماه سال 1390
فیسبوک و ما

کامنتی ناشناس در وبلاگ بهشب عباسی در پست (نظر علی اصغر شعبانی در مورد خواب خرگوشی فتو بلاگ ها ی هرمزگانی) نظر مرا به خود جلب کرد .

کامنت =

به نظر من فیس بوک یک پدیده خنثی است
این انسان های مختلف هستند که به آن محتوا می دهند
فیس بوک حقیقت پنهان جامعه ها را آشکار می کند
در مصر وتونس این گروه های فیس بوکی بودند که جامعه را از شر استبدادی سی ساله رها کردند
در اروپا پیش گام در حفظ محیط زیست وحقوق اقلیت ها وکودکان اند
در هند...
در چین..
در ایران همینه که هست چون ما همینیم
هنوز که هنوز است این مردم بیشتر از نان وآزادی وایمان واحترام وعزت وقانون و..و..
گشنه عواطف رومانتیک اند!!
این گشنگی هم گشنگی است وهنر مند وعکاس ومقاله نویس وخطاط ومجسمه ساز وموسیقی دان و...نمی شناسد
اکونومیست نشریه معتبر جهانی همین ماه گزارشی از این وضعیت تاسف بار در ایران داشت...
با این همه من زیاد نگران نیستیم
ما همینیم دیگه!!فقط بلدیم به اعراب بگوییم همه فکرشان شکم است و...شکم.
حالا عرب رمان می نویسد وجایزه نوبل ادبی می گیرد وفیلم می سازد وعکس می گیرد و..والبته عواطف رومانتیک اش را هم دارد اما ما...
باز هم بگویید هنر نزد ایرانیان است وبس. کدام هنر؟
با این همه زن خیابانی و مرد خیابانی و بیابانی  وحتی صدور به دبی و...
اخبار همین ماه گذشته نشان می داد که بزرگ ترین هنر گروهی ایرانی ها تجاوز جنسی به مشتی انسان بی دفاع و زن وکودک و...است

این جامعه گشنه  شهوت نیست؟


جمعه 10 تیر‌ماه سال 1390
یادداشتی از سید ذبیح موسیوی

منبع یادداشت : وبلاگ تئاتریکال

صحنه اول : مزارع تاراج شده

البته تئاتریکال یک مجموعه نمایشیست . وشاید، شاید! خواندن مقاله ای اجتماعی ، سیاسی در وبلاگ یک تشکل هنری ذهنیت را به نا کجا اباد یا نا کجا ابادها ببرد. ولی تئاتریکالیسم هایی که امال مردم را نفهمندو بگذرند، راحت از کنار درد و رنج های رعییت جامعه خود در واقع هیچ هنری نداشته و ندارندرعییت اما معنای مردم زیر دست و نوکر صفت را نمی دهد. رعییت یعنی مردمانی که حقیر و نا چیز پنداشته می شوند. این پندار اربابان ضعیف و کوته فکر است. که نمایش ایینه زندگانیست و هنر برای هنر،انچیزی که متاسفانه این روزها بر صحنه های تئاتر، پرده های سینما و از ترکتهای موسیقی دیده و شنیده میشوند یعنی هیچ، یعنی بخث، یعنی استعمار نوین... اتودی که ایسا برای رضاغریب زاده اجرا می کند و رضا برای بهروزعباس دشتی و....هنری که نتواند بازگو کننده سنت، ائیین و انچه بحران زیستن و تشنج از ناچاری، درماندگی و سرخوردگی برای اقشار جامعه امروزی باشد، به هجوم نرینه گرازی به باغات لیمو بیشتر شبیه نیست. وقتی قلم نمایش
 نامه نویس از نگاشتن چهره سوخته و نا امید کشاورز این سرزمین گرمازده غافل می ماند. و اشعار لورکاو دست نوشته های فرانسیس بیکن را مزه روشنفکری خود می داند. وقتی هنرمند یارای رفع فتنه رنگ وپنت گراز را ندارد. و انزوا جوئی  را شرط بلاغت و عرفان و امتناع از فریاد میداند و بدان پناه می برد.مردم...ملت...مردم پس به که دل خوش کنند که اربابان ، رعیتشان نگمارند و باز سر تسلیم در برابرتاراج مزارع و محصول . که هنرمند خواب است . روزنامه نگار... ونشریات سفارشی محلی که بیشتر به درد میزهای ادارات دولتی می خورند وآمار دادن و ارقام نگاشتن از تعداد ضربات نا فرجام کلنگ برتخت زمینکه هیچ از پنت گراز نمی کاهد و بیرق شدن ها و شدن های بسیار بر موافق وزش هر بادی  در این اثنا و قائله.
  عجب... سهم این مردم از جوهر قلم شما چیست اقای نمایشنامه نویس؟ کجای این نمایش در کدامین صحنه مردم   وسرزمین سوخته مان ایفای نقش میکنند. اقای نشریه محلی درکدام ورق و کوچک ستون جنابعالی امارخرابی ناشی از یورش خصمانه نرک گراز به رنگی نو وفریبی دگر بر تار و پود کهنه و پوسیده مردم تیتر گردیده؟ سهم این رعیت کجاست وقتی پر طرفدارترین صفحه و ستون اقا، صفحه حوادث و اتفاقات است؟ امار کشف و ضبط مقادیری مواد مخدر و مشروبات الکلی... در رودان... در میناب در احمدی... و احکام قطعی جمع اوری دیش های ماهواره!.؟ و تکذیب نامه های  پیاپی و توجیه ها، شیره مالیدن ها ، ماس مالی کردن ها، دور زدن ها...
 جوانک محلات فقیر نشین ما مردد، مضطرب با بغضی از دو گانگی. سیخ کردن موها و گوش سپردن به عربده تلفیقی و تقلبی رپ با گویش و ریتم جرونی که مثلا به روز است و نشان از مد و ترقی . حداقل برای فراموشی کمبودهای اجتماعی و عرق سرد و شرم رخساره بپ یا گوش دادن به موسیقی الهی نیم  پرده های جفتی خالو قنبر به شرط سپور بودن در شهرداری و جارو کردن کوچه های رسالت شمالی . جابه جایی گونی انولد در هرمزال، تخلیه گوگرد در اسکله و سرخوش از حقوق ناچیز پنچ ماه بعد که صرف عمل آب مروارید چشمهای بی بی می شود. و خزیدن به خانه ای  نمور از سیمان و سیاه در کنار خورشهنازکه شهرداری حکم تخریبش را داده به پیوست ماده صد برای ساختن پارک و فضای سبز برای فرزندان اربابان رعیت مدار.
 ای بالک خبر دار......ای.....بالک خبردار... حبیب زاده است که از حمله گراز به هفت رنگ  به ائین و سنن مردم دهه چهل و پنجاه  هوار می کشد به گوش ها و ادراک زمان بعدی.

 صحنه دوم: ساحل جرون و آواز مرغان دریائی

 بی بی، شعر صلات ظهر مجید زاکری تلنگ موهایش را باز تاملنگ بافته و چشم دوخته به دریا. که پیوند
 خورده عجیب با نمایشنامه چشم های خیره به راه استاد علی رضائی . که اینجا از گراز خبری نیست. که گراز را با دریا کاری نیست. بی بی جان دریا را موجوداتی هولناکتر تسخیر کرده اند. هیولاهایی که تیرکهای مشتای بپی را کندند و با خود بردند. و کک رسانه هم نگزید تا این دوربین صاحب مرده را روی چهره دلقک نماهای کج اندیش ذوم  کند که ادای پیرمرد جنوبی را در اورد. که سر خوش است و اراجیفشروند کند. منتظر همین است. چیز دیگری بلد نیست. اقا یا خانم هنر. برای بیان مصائب دهه مدرن و رفتارهای بورژوازی فصلی که گریبان چرکین سرزمین لوار را سخت دریده، تنها الهام گرفتن ازاثارچخوف و ژان ژآک رسو کافی نیست. شناخت لازم است و شهامت..
                                                                                        سیدذبیح موسوی(کغار)


جمعه 10 تیر‌ماه سال 1390
در آسمان هرمزگان ستاره ای نمی درخشد

یادداشتی از استاد احمد نفیسی


این که ما از ارشاد و فرهنگ اسلامی چه انتظاری داریم را به این سوال تبدیل می کنم که آیا در خصوص فرهنگ و ارشاد اسلامی باید از دولت توقعی داشت؟
شخصاً به فرهنگ دولتی و ارشاد اسلامی دولتی باورمند نیستم وهر چه زودتر بند ناف فرهنگ از دولت جدا شود به نفع فرهنگ  ودولت و ارشاد اسلامی است. این توقع حداکثری از دولت داشتن یکی از توهماتی است که در بستر افسانه سازی از وظایف انقلاب ساخته شده است.
بیش ازنیم جین وزارتخانه و سازمان و امثال آن وجود دارند که از بودجه ی دولتی ارتزاق می کنند تا در امر فرهنگ جامعه فعالیت کنند.
ماحصل کار آنها با میزان هزینه تناسب نداردوریشه مشکل بر اندیشه ی دولتی بودن فرهنگ است. اگر گروهی سخن از آزادی اقتصادی و اقتصاد غیر دولتی می زنند باید بیشتر از آن به آزادی فرهنگ از قیود و بندهای سیاست و قدرت بیندیشند.
وظیفه دولت ساختن مسجد و  یا اداره ی مدرسه ی علمیه دینی و  امثال آن نیست. تمامی وظایف مذهبی و دینی دولت باید در اختیار ولی فقیه یا مراجع یا حوزه ها و دفاتر ائمه جمعه و امثال آن باشد که با روش اقناعی و مستدل و عقلائی مردم را با مسائل مذهبی آشنا کنند و نهادهای مردم نهاد که سنوات عدیده با مراکز دینی همکاری می کنند در این مسله مشارکت فعال داشته باشند. در مورد چاپ روزنامه وکتاب وساخت فیلم نیز مردم و اهل نظر در تشکلهای صنفی تصمیم گیری کنند. وظیفه دولت ترسیم خطوط محلی و بستر سازی مناسب است. وظیفه ی دولت تامین رفاه و امنیت ملت است و بس.
چرخ ارشاد اسلامی هرمزگان بر همان محوری که می چرخیده خواهد چرخید فعلاً در آسمان هرمزگان ستاره ائی نمی درخشد.



چهارشنبه 1 تیر‌ماه سال 1390
پایان ماموریت جنجالی آقای مدیر کل

یادداشتی از خلیل درخورد


خلیل درخورد ـ ندای هرمزگان

ماموریت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در این سمت به پایان رسید.

به گزارش خبرنگار ندای هرمزگان، در حالی ماموریت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به پایان رسید که طی ماه های گذشته انتقادات زیادی از سوی برخی از حوزه های وابسته به فرهنگ و ارشاد اسلامی به وی وارد شده بود به نحوی که به خوبی اثرات آن را در تمام سطوح ارشاد استان به وضوح می شد، دید.

همایون امیرزاده پیش از مدیرکلی

همایون امیرزاده پیش از اینکه به عنوان مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان منصوب شود چند صباحی تجربه ریاست بر اداره فرهنگ و ارشاد کوچک شهر زادگاه خود یعنی رودان را در کارنامه داشت. او اوایل دهه 70 به این سمت منصوب شد. وی یکی از افراد افراطی در جریان اصولگرا بود که با روی کار آمدن احمدی نژاد خود را به طرفداران رییس جمهور در استان وابسته کرده بود. وی از نیروهای رسمی آموزش و پرورش است که به عنوان مامور به خدمت طی چند سال در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به عنوان معاون فرهنگی و مدیرکل مشغول به کار شد، اتفاقی که به گفته امیرزاده در جلسه معارفه سرپرست «: به صورت عزت‌مندانه و بدون منت از طرف گروهی خاص سمت مدیر‌کلی ارشاد را در آن زمان پذیرفتم و تا آخر نیز با این روند ادامه دادم

همایون امیرزاده تنها مدیر کلی بود که پیش از این به عنوان روزنامه نگار در استان برای نشریاتی مانند کیهان ، ایران و روزنامه تازه تاسیس محلی دریا به عنوان خبرنگار مشغول فعالیت بود و همین پیشینه موجب شد تا نشریات استان به خصوص محلی ها از مدیریت وی در ارشاد حمایت کنند. در همین سمت ها بود که او در دوره دوم خانه مطبوعات در انتخابات این تشکل شرکت کرد و به عنوان عضو شورای مرکزی خانه مطبوعات انتخاب شد. او با همین حمایت توانست تا دبیری خانه مطبوعات نیز رشد کند عنوانی که سهولت رسیدن او را تا سمت های معاونی و مدیرکلی ارشاد هموار کرد. وی دو دوره دبیر خانه مطبوعات بود. او همزمان با کار در آموزش و پرورش روزنامه نگاری و سردبیری روزنامه دریا را در ابتدای فعالیت این نشریه هم بر عهده داشت و از بنیان گذاران این نشریه محسوب می شود.

امیرزاده دوره دوم دبیری خانه مطبوعات استان را سپری می کرد که محمد جعفر بهداد از یاران رییس جمهور و همکاران وی در کیهان مدیرکل وقت ارشاد هرمزگان شد و او را به عنوان معاون فرهنگی خود منصوب کرد. او نزدیک به دو سال در این سمت مشغول بکار شد و پس از رفتن بهداد از اداره ارشاد هرمزگان در حالیکه در دفتر رییس جمهور مشغول به خدمت بود از مدیرکلی امیرزاده در ارشاد هرمزگان حمایت کرد.

دعواها کلید خورد

امیرزاده سال اول را بدون تنش و دردسر، با آزمون خطا مدیرکلی را پشت سر گذاشت. هرچه زمان رو به جلو می رفت وعده های داده شده از سوی مدیر کل بیشتر انباشته و مطالبه می شد. او نیز تلاش می کرد به عنوان یک مدیر، کارها به شکل مطلوب به پیش ببرد اما ظاهرا نبود مشاوران لایق خواسته های مدیرکل را تحقق نبخشید. کم کم تقابل برخی از فعالان بخش فرهنگ پررنگ تر شد. این اختلافات بیشتر در بین هنرمندان بویژه هنرمندان بخش تئاتر نمود یافت. تئاتری های استان هرمزگان که آوازه یی در کشور و مرکز دارند چندان از وعده ها وعملکرد فرهنگ و ارشاد راضی نبودند سال 88 در روز تئاتر حضور پررنگی یافتند و سالن پر از هنرمندان تئاتر شد. مدیرکل فرهنگ و ارشاد نیزکه در آن جلسه حضور یافته بود هنرمندان موقعیت را برای نشان دادن اعتراض خود مناسب دیدند و بالای سن رفتند و بدینوسیله همگی اعتراض خود را به وی نشان دادند.

این اعتراض اگرچه اختلافات درون حوزه فرهنگ را نمایان کرد اما برای انجمن تئاتر خوش یمن نبود و مدیرکل ارشاد در یک اقدام انتقام جویانه تصمیم به انحلال انجمن تئاتر استان گرفت. با اعلام انحلال انجمن تئاتر، دیگر رونق به تئاتراستان تا این زمان برنگشت.

اختلاف با هم صنفی ها

همایون امیرزاده پس از اینکه مدیرکل ارشاد شد وعده داد که وضعیت نامطلوب و شرایط سخت مطبوعات هرمزگان را سر و سامان دهد به همین خاطر قول داد به خواسته های مطبوعات جامه عمل بپوشاند. پس از اینکه امیرزاده مدیرکل ارشاد شد از شرکت در انتخابات دور بعد خانه مطبوعات انصراف داد. وی که ارتباط خود را با خانه مطبوعات حفظ کرده بود وعده های برگزاری کلاس های آموزشی، احداث چاپخانه، توزیع عادلانه آگهی های دولتی بین نشریات و... به مطبوعات و تشکل آنها یعنی خانه مطبوعات داد. وعده هایی که هیچ وقت عمل نشد و بعدها به عنوان مطالبه اصلی خانه مطبوعات و نشریات بدل شد. این وعده ها در ابتدا اگرچه اهالی رسانه را بیش از پیش خوشحال کرد اما چندان دوام نیاورد. عملی نشدن وعده ها اهالی رسانه را بر آن داشت تا خواسته شان از طریق خانه مطبوعات پیگیری شود. هیئت مدیره خانه مطبوعات نیز این موضوع را بویژه در دوره فعلی به شدت دنبال کرد و علیرغم وعده های مجدد مدیرکل همچنان بی نتیجه ماند. رسانه ها که مطالبه خود را از  طریق خانه مطبوعات دنبال می کردند از هیئت مدیره خواستند تا موضوع را شفاف سازی کند. این شفاف سازی ها سرانجام به نشریات کشیده شد. از آنجا که مدیرکل این اقدام را چندان به مذاق خود مناسب ندید ارتباطش را با خانه مطبوعات محدود کرد، به همین خاطر در جلساتی که خانه از وی برای پاسخگویی به اهالی رسانه دعوت می کرد حضور نمی یافت.

انحلال غیر قانونی که به سرانجام نرسید...

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان در مراسم پسین مطبوعات حاضر نشد. همچنین در مراسم راه اندازی دفتر جدید خانه مطبوعات نیز شرکت نکرد و مانند انجمن تئاتر استان تلاش کرد به هر شکل ممکن حکم انحلال خانه مطبوعات را بگیرد. به همین خاطر برای خلاصی از دست همکاران پیشن خود راهی جز انحلال غیرقانونی خانه دیگر راه حلی به ذهنش نرسید، متاسفانه مدیرکلی که می رفت از خود خاطرات خوبی را از دوران صدارتش در ارشاد بجا گذارد درمجموعه های اداری و غیره مشاوران نیک اندیشی نبود تا این تهدیدات را به فرصتی بجز برخورد به مدیرکل تبدیل کنند. تمرکز و صرف انرژی بیش از حد مدیرکل و مشاوران وی در انحلال خانه مطبوعات به نظر یکی از مهمترین عوامل پایان ماموریت همایون امیرزاده در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان رقم زد . زیرا اعضای خانه مطبوعات در مقابل انحلال غیرقانونی مدیرکل خواسته ایستادند واز آن به شدت دفاع کردند و مراجع قانونی نیز از این بابت راهی جز تایید خانه مطبوعات نداشتند به همین خاطر تلاش های مدیرکل وقت ارشاد به نتیجه نرسید .

نمایندگان هم علیه مدیرکل

نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز از همان ابتدای شکل گیری اختلافات، حق را به مطبوعات دادند و قول دادند که اجازه ندهند مسائل از راه غیر قانونی دنبال شود. محمد آشوری، سید مصطفی ذوالقدر، جباری و میرخلیلی از جمله نمایندگانی بودند که جدای از حمایت اهالی مطبوعات از عملکرد مدیریتی امیرزاده به شدت انتقاد کردند. آخرین انتقادات هم جباری نماینده غرب استان در مجلس علیه امیرزاده بر زبان راند که البته در یکی از همایش ها که متصل به پایان ماموریت مدیرکل ارشاد شد به وی پاسخ داد.

اختلاف با انجمن سینمای جوان

اختلافات در حوزه فرهنگی که تقریبا به همه بخش ها سرایت کرده بود دامن انجمن سینمای جوان را هم گرفت. رئیس این انجمن مجبور به استعفا شد اما بعد از مدتی دوباره برگشت. برگشت خداکریمی رئیس انجمن سینمای جوان باعث نشد که اختلافات کنار گذاشته شود.لذا او دوباره کنار رفت و فعالیت عادی این انجمن هم به حالت تعلیق در آمد. به همین خاطر امسال جشنواره عکس و فیلم اردیبهشت با حذف بخش فیلم برگزار شد.

 

همایش های متعدد با سالن خالی

از زمانی که اختلافات افزایش یافت مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی تصمیم گرفت با برگزاری همایش های مختلف دست به ترمیم نگاه ها به این حوزه زند. از همین رو این جشنواره ها برگزار شد، اما اغلب سالن های محل برگزاری همایش خالی بود. البته استقبال از برخی همایش ها نیز همانند گذشته به نظر خوب می آمد که از جمله آن می توان به برگزاری تئاتر ضامن آهو اشاره کرد.

حمایت از انجمن موسیقی

انجمن موسیقی استان هرمزگان از معدود انجمن هایی بود که مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی از آن حمایت جدی کرد. این حمایت بعد از اختلاف با سایر بخش ها بیشتر شد. این انجمن تنها انجمنی است که از عملکرد همایون امیرزاده دفاع کرده است .

خداحافظی بی سروصدا

و سرانجام همایون امیرزاده مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی پس از ماه ها اختلاف شدید با حوزه های مختلف بخش فرهنگ، چهارشنبه گذشته ماموریت خود را تمام شده دانست و صندلی حوزه فرهنگ را به سرپرست واگذار کرد. او اگرچه به طور رسمی تودیع نشده اما از روزچهارشنبه پیشدار معاون فرهنگی وی این سمت را عهده دار شده است. اتفاقی که کاملا در سکوت و دور از چشم دوربین خبرنگاران رخ داد.

با این حال فعالان این بخش انتظار دارند با تجربه ای که پیشدار طی چند سال در اداره فرهنگ و ارشاد دارد و خود از نزدیک با مشکلات زمان مدیرکل مستعفی آشناست، همانطور که امیر زاده در استعفایش به خوبی گفته « به دلیل شرایط ایجاد شده علی‌رغم آمادگی کامل "، امکان استمرار خدمتگزاری در این مسئولیت وجود ندارد »  وضعیت ارشاد و فاصله هایی که در حوزه های مختلف افتاده است ترمیم نماید تا امکان خدمت کردن به مردم در دوره سرپرستی وی فراهم شود.

امیرزاده در راه مجلسی شدن؟

برخی شنیده ها نیز حاکی از کاندید شدن امیرزاده برای نمایندگی مجلس است.اینکه  او خود را برای کاندید شدن در شرق استان آماده می کند یا خیر باید منتظر ماند و تحلیل آن را به آینده واگذار کرد.

 



نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 340358
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو