X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1390
پوسترهای خیام مویدی در اوکراین

چهار پوستر از خیام مویدی از هرمزگان  برای سه سالانه ی پوستر اوکراین انتخاب شد. لینک فستیوال اوکراین


جمعه 26 اسفند‌ماه سال 1390
تقدیر از فیلم دست در اترک

فیلم دست ساخته ایمان و احسان رضائی دریازدهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان ( اترک) موفق به دریافت دیپلم افتخار بهترین فیلم تجربی از این جشنواره شد .

همچنین فیلم مستند برزه ساخته یوسف محمود پور  از هرمزگان در بخش بهترین فیلم و بهترین تحقیق فیلم مستند جشنواره کاندیدای  دریافت جایزه بودکه  آمنه آگوش تدوین گر و یوسف محمود پور محقق این فیلم لوح تقدیربهترین تدوین فیلم و بهترین تحقیق فیلم مستند  جشنواره را دریافت کرد .

پ.ن خانم آگوش همسر آقای محمود پور هستند .

پ.ن - تیزر جشنواره اترک را از اینجا ببینید .

------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن دست اندر کاران فیلم دست عبارتند از : مدیر تصویر برداری حسن بردال - طرح و مدیر تولید : احسان نفیسی - تدوین و صداگذاری و انتخاب موسیقی ایمان رضائی - تهیه کننده شهرام علیدی .با حضور : احمد کارگران- باباک بافهم - دریا سایبانی - بهرنگ عباسپور - صمد صابری - زهرا کمایی - خانم صادقی و....... 

پ.ن : فیلم دست پیش ازین در جشنواره بین المللی فیلم کیش - جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران وجشنواره فیلم تصویر سال حضور داشته است .


شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1390
بازی وبلاگی (شنبه بازار)

مدیر وبلاگ رادیو منا خلاقیت به خرج داده و بازی وبلاگی راه انداخته با این مضمون " انباشتگی باعث میشه انرژی های پیرامون ما نتونن به راحتی در جریان باشن؟ انباشتگی یعنی نگهداشتن هر چیز غیر ضروری به مدت طولانی در یک جا. وسایلی که گاهی سالها نگرشون می داریم ولی حتی یکبارم ازشون استفاده نمی کنیم. تا حالا به این فکر کردین که شاید یکی همین نزدیکیا دقیقا در به در دنبال همون وسیله ایه که شما مدتهاست انبارش کردین یا برعکس، شما دنبال چیزی هستید که تو خونه دوستتون عمری گوشه انباریش افتاده و خاک می خوره؟ این بازی به ما کمک می کنه هم از شر انباشتگی های دور و برمون راحت بشیم ، هم نیاز های همدیگرو برآورده کنیم ،.... ادامه را در خود وبلاگ منا بخوانید

یک دستگاه پرینتر اچ پی جوهر افشان رنگی سالم فقط کارتریج نداره !


یک عدد میله بارفیکس متعلق به دوارن جوانی وقتی که ما ورزش می کردیم !


یک موجود از نوع بشر ساخت ایران مدل 1982 خیلی کار نکرده قد 178 وزن به سمت بی نهایت میل می کند &  تحصیل کرده لیسانس دارد سالهاست گوشه انباری خانه دارد خاک می خورد !


شنبه 20 اسفند‌ماه سال 1390
دومین تئاتری که بعد از ده سال مرا گرفت

نمایش  کشف برای زنده ماندن در حصار بی حس مرده را دیدم . این نمایش بعد از ده سال برای دومین بار مرا با تئاتری  از هرمزگان درگیر خود کرد پیش ازین در سال 1380  با نمایشی به کارگردانی سیده حمیده جاهد به نام پای منبری ها در سالن اسبق شهید آوینی بود که بشدت درگیر فضای ساخته شده توسط یک نمایش بودم . و بسیار لذت بخش بود این تجربه به حدی  که همچنان روح حاکم بر آن اثر در وجود من باقی است و از ذهنم خارج نمی شود . و این برای دومین بار است که با نمایشی از رضا غریب زاده دریایی که هیچ وقت او را جدی نمی گرفتم (چه در تئاتر و چه در سینما ) با دنیای یک درام از یک کار گردان هرمزگانی درگیر شدم . ریتم بسیار مناسب . بازی بسیار خوب بازیگران بخصوص خانمها سمیه عشایری و مریم زلفی زاده و همچنین علی قاسمی ( البته کمی بازی سلیمی لنگی هایی داشت که ریتم کار را دستخوش خود قرار میداد .) بهترین استفاده از ویدئو پروجکشن و یا همان سینما در تئاتر - ایجاد یک کنتراست بسیار خوب بین دو بازیگر خانم که در واقع می شود گفت بازی خانم زلفی زاده ( با اجرای بدنی بسیار خوب و حضور در صحنه های سینمایی که با پروجکشن روی پرده پخش میشد بشدت تاثیر گذار بودند ! ) مکمل بازی خانم عشایری ( که تلاش داشت یک بازی رئالیته که بتدریج به نقطه اوج می رسد )  بود و این بشدت به ایجاد تعادل درمسیر همراهی  مخاطب در ادامه کار کمک می کرد . و اتفاقا  همین نکته موفقیت این تئاتر است که من  در تعجبم چطور یه کارگردان هرمزگانی  تا به این اندازه به ثانیه ثانیه حضور مخاطب در سالن فکر کرده بود یا من رضا غریب زاده را دیر شناخته ام یا او تغییر کرده است !!  دیدن این تئاتر به شدت توصیه می شود . و امیدوارم غریب زاده دریایی همین مسیر را ادامه دهد که یقین دارم مخاطبین گریزان از تئاتر این سالها دوباره به سالنها باز خواهند گشت .


دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1390
کشف برای زنده ماندن در حصار بی حس مرده

نمایش کشف برای زنده ماندن در حصار بی حس مرده ازتاریخ ۱۸ تا ۲۲ اسفند به روی صحنه می رود این نمایش که نوشته یاسین بهرامی است؛ رضا غریب‌زاده‌ دریایی آن را کارگردانی کرده و قرار است در سالن فرهنگ فرهنگسرای طوبای بندرعباس آن را به اجرا بگذارد. در این نمایش بازیگرانی چون سمیه عشایری-مریم زلفی‌زاده-محمود سلیمی و علی قاسمی بازی می‌کنند.


دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1390
دو روی یک سکه ملت با فرهنگ

استمداد فعالان محیط زیست برای آزادی همیار محیطبان هرمزگانی


یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390
بازی وبلاگی

 بازی وبلاگی : به دعوت وبلاگ رادیو احسان 

1- خاطره ای از  هرمز : بد ترین خاطره ای که از هرمز دارم اینه که سال 86 برای برگزاری اولین جشنواره هنرهای محیطی چند روزی رو در این جزیره زیبا اسکان داشتیم و مشغول تصویر برداری از اجراها بودیم که  در نهایت فقط برای ما حاصلش فیلم جنگ در همساگی بود ،که در نتیجه توقیف شد و به نمایش در نیامد ، اما خاطره بد : من و ایمان برای اقامت چند روزه در این جزیره یک چادر مسافرتی خیلی گران قیمت از پسر عمویمان قرض گرفته بودیم  که در مسیر بر گشت ناگهان سگ خور شد !!! و ما شرمنده پسر عمویمان شدیم .گویا هرمز سرزمین گم شدن های ناگهانیست !!

2- عکس از هرمز

پشت صحنه فیلم دست ،در حال تصویر برداری سکانسی در هرمز



جمعه 12 اسفند‌ماه سال 1390
عکسی از اصغر فرهادی

با تشکر از آقای هادی علی پناه برای انتشار این عکس


سه‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1390
دست در یازدهمین جشنواره منطقه ای

فیلم دست ساخته احسان و ایمان رضائی و فیلم برزه ساخته یوسف  محمود پور از هرمزگان در یازدهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان/ اترک 

دست اندر کاران فیلم دست عبارتند از : مدیر تصویر برداری حسن بردال - طرح و مدیر تولید : احسان نفیسی - تدوین و صداگذاری و انتخاب موسیقی ایمان رضائی - تهیه کننده شهرام علیدی .با حضور : احمد کارگران- باباک بافهم - دریا سایبانی - بهرنگ عباسپور - صمد صابری - زهرا کمایی - خانم صادقی و....... 

پ.ن : فیلم دست پیش ازین در جشنواره بین المللی فیلم کیش - جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران وجشنواره فیلم تصویر سال حضور داشته است .


سه‌شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1390
اصغر خیلی چاکریم

نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی 

اصغر فرهادی عزیز
از زمان بازگشتم از مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس که همراه با تو و فیلم‌مان در آن حاضر بودم، می‌خواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی کاج‌ها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت.

در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را می‌گرفت، یاد تو افتادم. تو که همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمین‌مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. به‌خصوص که کمتر از ۱۰روز دیگر به برپایی مراسم اسکار مانده؛ و خواهم گفت ربط این ماجرا با آن یاد و ارزش مردم و نظرشان چیست.

یکی از خطاهای دید آدمی، این است که وقتی چیزی را از نزدیک تجربه می‌کند، متوجه عظمت آن نمی‌شود. سفر و تجربه‌های اخیری که با دیدن و شنیدن واکنش‌های مختلف نسبت به «جدایی نادر از سیمین» در کنارت داشتم، به تلاشم برای اینکه دچار این خطای دید نشوم، بسیار کمک کرد. مطمئنم خیلی از مردم ایران از خواندن این واکنش‌ها شادمان خواهند شد. خصوصا در روزهایی که عده‌ای تلاش دارند، موفقیت‌های این فیلم را به دلایل واهی به سیاست ربط دهند و همین انگیزه برای من کافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر کنم.

واکنش‌های دیگری هم که پیش می‌آید، ممکن است حرف‌هایی را در پی داشته باشد که چندان اهمیتی ندارد. از قدیم می‌گفتند همیشه بدتر از این‌که پشت سرت حرف بزنند، این است که پشت سرت هیچ حرفی نزنند!

همان اوایل سفر اخیر، وقتی محمود کلاری که در شرق آمریکا و در تجربه تحسین شدن فیلم در حلقه منتقدان نیویورک همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت که تجربه بسیار عجیبی در مورد این فیلم در انتظارمان است، به قدر کافی تعجب کردم.

کلاری می‌گفت نکته اساسی این است که ما با سینما زندگی کرده‌ایم و سال‌های سال فیلم و مراسم سینمایی را دیده‌ایم؛ و حالا به خودمان می‌گوییم قرار است بعضی از نام‌های بزرگ را در این‌گونه مراسم ببینیم، در حالی که این بار در کمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببینند! و این خاصیت فیلم‌های بزرگ است.

تجربه‌های قبلی البته میزان تعجب یا هیجان آدم را از این واکنش‌ها کمتر می‌کند. اما هرگز آن را از بین نمی‌برد. حس پشت حرف کلاری را بعدا ذره‌ذره لمس کردم. وقتی وودی آلن که همیشه در نظرم سرچشمه خلاقیت بوده، به واسطه خواهرش برایت پیغام داده بود که طبق معمول نمی‌تواند - یا نمی‌خواهد - به مراسم بیاید ولی دوست دارد در نیویورک ما را ملاقات و درباره فیلم صحبت کند، تازه فهمیدم آنچه از قول او درباره فیلم شنیده بودم، چه معنایی داشت: آلن گفته بود سال‌ها بود نه‌تنها از سینمای ما، بلکه به‌طور کلی از سینما انتظار نداشته که در این دوران بتواند چیزی بیافریند که چنین تاثیری روی او بگذارد!

وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهیه‌کننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهیه‌کننده فیلم آرتیست و برنده انبوهی جایزه است، می‌گفت همه دارند از محصول من تعریف می‌کنند اما وقتی فیلم تو را دیدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهیه کرده بودم، همه چیز داشت معنای کامل‌تری پیدا می‌کرد.

وقتی براد پیت می‌گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن‌گلوب، دی‌وی‌دی جدایی نادر از سیمین را در دستگاه گذاشته‌اند و در میانه‌های همان صحنه دادگاه اول فیلم، آنجلینا جولی با دیدن آن جدل زناشویی فیلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله‌ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده‌اند، اطمینانم بیشتر شد وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدی‌ات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاریخ می‌تواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم.

وقتی مریل استریپ درباره جزییات کارگردانی یا بازی صحنه‌های مختلف فیلم می‌پرسید و با اشتیاق گفت دوست دارد با تو کار کند، وقتی استیون اسپیلبرگ گفته بود که اعتقاد دارد جدایی نادر از سیمین با فاصله زیاد بهترین فیلم امسال دنیاست، وقتی دیوید فینچر نیم‌ساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهایش را بگوید، وقتی چند سینماگر سرشناس می‌گفتند که فیلم را ندیده‌اند اما تعریف‌های زیاد فرانسیس فورد کوپولا را درباره آن شنیده‌اند و خیلی کنجکاوند، وقتی الکساندر پین که خودش گلدن‌گلوب فیلم و کارگردانی را گرفت فقط به دلیل علاقه به فیلم تو در طول آن روزها به یکی از نزدیک‌ترین دوستان هم صحبت‌ات بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدن‌گلوب و حلقه منتقدان لس‌آنجلس می‌گفت در طول حرف‌هایت روی صحنه سعی می‌کرده انرژی مثبت به سمت تو بفرستد. وقتی دیگرانی که مجاز نیستم نام‌شان را بیاورم، از فیلمت به عنوان یکی از محبوب‌ترین‌های فهرست شخصی‌شان در دو، سه سال اخیر یاد می‌کردند، تازه درست دستگیرم شد که فیلم در دل آدم‌هایی که سالی ده‌ها فیلم بزرگ و تاثیرگذار می‌بینند یا یکی‌، دوتایش را هر سال می‌سازند، چه مرزهایی را درنوردیده و چه قله‌هایی را فتح کرده است.

در مراسم برگزیدگان منتقدان آمریکا (Critics’ Choice Award) که باب دیلن بزرگ قطعه جدید بسیار زیبایی را روی صحنه اجرا کرد، ما از لذت شنیدن و دیدن اجرایش حرف می‌زدیم و به ما گفتند اگر می‌دانستید خود باب درباره فیلم‌تان با چه لذتی حرف می‌زد، چه می‌گویید. و این تازه بخشی از آن چیزی است که من شنیدم و دیدم. باقی‌اش بماند برای روزگاری دیگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنیرو که امیدوارم آقای کلاری روزی تعریفش کند.

اصغر فرهادی عزیز، در جلسه مطبوعاتی ویژه گلدن‌گلوب، یکی از چهار، پنج باری که حاضران به شکلی استثنایی در میان حرف‌های تو دست زدند، در جواب سوالی بود که می‌پرسید چطور با محدودیت‌های توی ایران چنین فیلمی‌ساخته‌ای. گفتی هیچ‌کس مرا مجبور نکرده بود آنجا با وجود محدودیت‌ها فیلم بسازم، خواست خودم و قصه‌ای که داشتم، طوری بود که باید همانجا و با همان شرایط ساخته می‌شد و برای ساخت این فیلم شما فکر کنید همه چیز همان‌طور که من دلم می‌خواسته فراهم بوده است.

گفتی نمی‌خواهم بگویم شرایط فیلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصویری هم که شما از فیلمسازی در ایران دارید، خیلی دقیق نیست. این حرف‌هایت وقتی یادم آمد که لابه‌لای حرف‌ها و کارها و مصاحبه‌های مختلف، به من راجع به طرحی می‌گفتی که قرار است در آینده در تهران بسازی و آن را خیلی دوست داری.

حرف دیگرت که باز به تشویق حاضران آن جلسه انجامید، همان بود که گفتی تفاوت‌های مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار کمتر از شباهت‌هایشان است، اما به نفع سیاست است که تفاوت‌ها و فاصله‌ها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاکید کند.

این روزها که در ایران خبر جوایز فیلم تو حتی مانند نوعی گسترش فرهنگی عمل می‌کند و از جمله، گاهی حتی طیف‌هایی را به پیگیری اخبار فرهنگی وامی‌دارد که به طور معمول هیچ کاری به اتفاق‌های هنری نداشتند، این روزها که تبریک‌های هر همکار و هر دوست، هر رهگذر خیابان و حتی هر بیمار اتاق‌های بیمارستانی که برای بستری کردن و ترخیص پدرم به آن پا گذاشتم، امید را در دل آدم می‌کارد و می‌پروراند، یاد همان حرفت می‌افتم. بله، بین مردمان مختلف دنیا و احساس‌های انسانی‌شان، تفاوت‌ها ناچیز است. اما آن نفعی که گفتی، آنقدر همه جا رخنه کرده که همین مردم این روزها در گذر و خیابان از من می‌پرسند وقتی از آمریکا برگشتی، کاری با تو نداشتند؟

در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل میلیون‌ها ایرانی حرف‌هایت را موقع دریافت جایزه شنیدم. از آن بالا که چشم می‌انداختی، می‌دیدی همه بزرگان سینما که عمری کارهایشان را دیده‌ای و درباره‌شان خوانده‌ای، بهت زل زده‌اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ایران باعث شده بود ما آنجا محکم بایستیم. آن لحظه‌ای که تو از مردم یاد کردی، می‌دانستم میلیون‌ها نفر در کشورمان هم به ما زل زده‌اند و تو به پشتوانه عشق‌شان، به جای هر عزیز دیگرت از آنها یاد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ایرانی بودن.

قدر و منزلتی که تو برای این مردم قایلی، زمانی با آن نمایندگی کردن به‌درستی پیوند می‌خورد که حرف آن منتقد آمریکایی را به یاد بیاوریم؛ که در یادداشتی بر جدایی نادر از سیمین نوشته بود: «اگر می‌خواهید تهدیدی نثار این کشور کنید، بهتر است قبل از آن این فیلم را ببیند، تا بدانید با چه مردمانی روبه‌رویید، تا در تصمیم خود تجدید‌نظر کنید.»

اینکه یک فیلم بتواند چنین دستاوردی، چنین تاثیری داشته باشد، یعنی اینکه تو بارها بیشتر از آن جمله‌هایی که در ستایش مردمان دیارمان می‌گویی، دین خودت را به آنها ادا کرده‌ای. حالا دیگر واقعا مهم نیست که فیلم در یکی از دو رشته «فیلم خارجی» و «فیلمنامه» که نامزد شده، جایزه آکادمی را بگیرد یا نه. مهم‌تر این است که این فیلم در طول این مدت به این مردم امید، اشتیاق و افتخار بخشید.

برای همین امید، اشتیاق و افتخار است که می‌خواهم با صدایی صد بار بلندتر از آن فریادی که بعد از جایزه گرفتن‌ات در جشنواره برلین، در سالن برلیناله پالاس برآوردم، فریاد بزنم: «اصغر؛ خیلی چاکریم! » منبع +


دوشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1390
پیوند اصغر با اسکار

تبریک صمیمانه به اصغر فرهادی و گروه سازنده فیلم جدایی نادر از سیمین به مناسبت دریافت جایزه اسکار . فرهادی با گرفتن اسکار کلاس سینمای ایران را ارتقاع بخشید . و البته ناگفته نماند بیشتر نتیجه را خود فرهادی  رقم زده است به مثابه یکی برای همه و همه برای یکی . فرهادی تلاش فردی اش منتج به اسکار شده است و امیدوارم سینماگران ایرانی سخت کوشی در راه رسیدن به یک نتیجه بهتر را از فرهادی آموخته . همه گی با هم از سهل و ممتنع اندیشی نسبت به کار خود فاصله بگیریم و به مخاطب و مردم خود احترام بگذاریم . کاری که می کنیم برایمان  مهم باشد و خود را دست کم نگییریم . فرهادی هم مثل ماها از همین جاها شروع کرد از شهرستان از همین انجمنهای هنری ، از انجمن سینمای جوانان . این مطلب را حتمن بخوانید . و به آینده روشن فکر کنید .


شنبه 6 اسفند‌ماه سال 1390
لیست هرمزگانی های اهل سینما که وبلاگ می نویسند

-شهاب آبروشن +

محمد رضا رکن الدینی +

امین درستکار +

احسان نفیسی +

محی الدین خطیب +

مرتضی نیک نهاد +    +

مسعود منصوری +

حسن بیداروند +

رهبر امام دادی +

خوبیار سالاری +

داوود مری زاده +


پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390
مرور آثار حسن بنی هاشمی در اصفهان

در حاشیه جشنواره فیلم حسنات در اصفهان ، آثار سید حسن بنی هاشمی و ارد زند به نمایش در می آید . منبع خبر +


پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390
بلند ترین جای دنیا

نمایش بلندترین جای دنیا کاری از گروه تئاتریکال از 8تا 15 اسفند ماه از ساعت 18/30 در سالن فرهنگسرای طوبی  به مدت هشت شب به روی صحنه خواهد رفت . این نمایش ، با رویکردی جهانی به مقوله استثمار ، خشونت و جنایت درقالبی بومی و نمایشی بر پایه حرکات بدنی،در فستیوال تئاتر استانی توانست جوایز کارگردانی ، بازیگری و طراحی ماسک را از آن خود کند. مصاحبه با کارگردان این نمایش را اینجا بخوانید .



چهارشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1390
فرم و فراخوان شرکت در هفتمین جشنوار ملی فیلم و عکس اردیبهشت

برای دریافت فرم و فراخوان بخش عکس به اینجا مراجعه کنید


فرم و فراخوان بخش فیلم  را از اینجا دریافت کنید.pdf


نسخه چاپی سیاه و سفید فرم  بخش فیلم  را از اینجا دریافت کنید.pdf



سه‌شنبه 2 اسفند‌ماه سال 1390
تفاهمنامه

آقا یه صلوات بفرستین که گویا همه چی درست شد!

بنابر تفاهمنامه که  فی مابین انجمن سینمای جوانان بندر عباس و اداره ارشاد هرمزگان و انجمن عکاسان هرمزگان به امضا رسید مقرر گشت جشنواره فیلم و عکس اردیبهشت  صرفا در سال 1391 به روال سابق برگزار شده و در سال 1392 انجمن سینمای جوانان بندر عباس جشنواره فیلم و عکس اردیبهشت را  مستقلا با مدیریت این انجمن برگزار نماید و انجمن عکاسان هرمزگان نیز در سال 1392 جشنواره مستقلی در راستای اعتلای عکاسی استان مستقلا طراحی و برگزار نماید . من الله توفیق . 2/ 12/ 1390


دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390
برنامه نمایش فیلمهای جشنواره تصویر سال

فیلم دست ساخته احسان و ایمان رضائی در تاریخ 13 اسفند ماه 1390 /  در سئانس ساعت 17تا 19در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران نمایش داده خواهد شد . لینک خبر


دوشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1390
نظر شهاب آبروشن در مورد جشنواره ها

یادداشت شهاب آبروشن از فیلمسازان استان هرمزگان در مورد جشنواره ها را در این جا بخوانید



نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 340358
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو