X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 30 خرداد‌ماه سال 1390
هز

راه یابی فیلم هز به کارگردانی یوسف محمود پور فیلمساز  هرمزگانی به اولین جشنواره ملی فیلم جلوه های آب .

پ.ن این جشنواره در استان اصفهان برگزار می شود .

پ.ن همسر یوسف محمود پور خانم آمنه آگوش نیز تنها هرمزگانی حاضر در بخش عکس این جشنواره هستند .

پ.ن آقای  یوسف محمود پور و همسرشان ساکن روستای هنگویه فرامرزان بستک هستند .


شنبه 28 خرداد‌ماه سال 1390
یه مرد بود یه مرد ولی دیگه نیست !

درباره عبدالله ژیانفر دوستان گفته اند و نوشته اند تکرار نمی کنم . فقط تنها نکته ای که می ماند تقدیر و تشکر ازین حرکت دوستان ؛ اقایان سیاورشن ؛ بهشب عباسی ؛ مرتضی نیک نهاد ؛ شهاب ابروشن ؛ محمد سایبانی ؛ محمد ذاکری ؛ علی رضایی شریف و همه دوستانی که نگذاشتند این کار جوانمردانه عبدالله ژیانفر در سکوت فراموش شود . ژیانفر به ما آموخت که فتوت و جوانمردی نمرده است . در کتابهای دبستان خوانده ایم و بسیار خوانده ایم از فداکاری پطروس فداکار که انگشتش را در سوراخ سد کرد و مردم یک روستا را نجات داد و یا از خود گذشتگی دهقان فداکار که با آتش زدن لباسش مانع برخورد قطار با کوه شد . کاری که عبدالله ژیانفر کرد بیش از اینها باید ارج نهاده شود پیش نهاد من این است که ازین پس اسلکه شیلات را به نام اسکله عبدالله ژیانفر نام گذاری کنیم .  کلامم ناتوان است در شرح فتوت عبدالله ژیانفر دوستان به خوبی توصیف کرده اند و اینجاها بخوانید .

سیاورشنبهشب - لاتیدان - لییی



عکسهای بیشتر از مجید جمشیدی


پنج‌شنبه 26 خرداد‌ماه سال 1390
کارگاه فیلم مستند

کارگاه ۵ روزه پیرامون فیلم مستند توسط استاد همایون امامی از روز شنبه ۲۸ خرداد در صدا و سیمای مرکز خلیج فارس برگزار می گردد . علاقه مندان جهت ثبت نام به واحد تولید سیما با شماره تلفن :  ۳۳۳۳۳۸۴ تماس بگیرند


چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390
صندلی های بی وفا - یا سنگهای کف رودخانه

فهرست اسامی مدیران کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان


چهارشنبه 25 خرداد‌ماه سال 1390
معرفی یک سایت

سایت مردم شناسی و فرهنگ یک سایت جامع در مورد جامعه ؛ هنر ؛ فرهنگ و انسان است و بشدت  برای مطالعه توصیه می شود . به قسمت شاخه های سایت بروید و شاخه مورد علاقه را انتخاب کنید و لذت ببرید .


پنج‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1390
زیره کرمان

وحید محمدی رئیس جدید ارشاد هرمزگان . محمدی پیش ازین معاون فرهنگی ارشاد کرمان بوده است .


پنج‌شنبه 19 خرداد‌ماه سال 1390
احمد کارگران با سوز می آید


نمایشگاه نقاشی احمد کارگران

مکان  نمایشگاه:بندرعباس،خیابان آیت ا... غفاری نرسیده به پمپ بنزین چهارراه شهناز،فرهنگسرای طوبا،طبقه دوم نگارخانه مرحوم گرمساری.


شنبه 14 خرداد‌ماه سال 1390
گنو را دریابیم


   

«موشی» درخانه ی کشاورزی تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند: تله موش مشکل توست؟ ربطی به ما ندارد !! . . . . «مار» در تله افتاد و هنگامی که زنِ خانه خواست مار را آزاد کند مار ، زنِ خانه را گزید سپس از «مرغ »برای زن سوپ درست کردند و«گوسفند» را برای عیادت کنندگان سربریدند ، زن خوب نشد و مُرد ، سرانجام «گاو» را برای مراسم ترحیم کشتند . در تمامِ این مدت ، موش از سوراخ دیوار می نگریست و می گریست . . .

   منطقه ی حفاظت شده ی «گنو »به عنوان ییلاق مردم بندرعباس و تنفس گاه بزرگ این شهر همراه با طبیعت کم نظیرش در زیر چکش های بی رحم سنگ شکن قرار گرفته است.

مردم روستاهای کوهپایه ی گنو هم اکنون در حال مقاومت  و تلاش برای محافظت از این میراث طبیعی ؛ جهانی ما هستند گنو متعلق به تمام مردم ایران است و همه باید برای نگه داری از آن  تلاش کنند نه تنها مردم روستاییه تنها که دستشان  به جایی بند نیست . نگذاریم گنو هم به سرنوشت  روستای جمال احمد دچار شود 

بندر عباس سال ها سر بردامن گنو اشته است.

به فکر این مادر طبیعی باشیم.


یکشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1390
یک پرسش از طرف شهاب آبروشن

افتخاری دیگر برای سینمای هرمزگان – جایزه برای فیلم دور دست



جمعه 6 خرداد‌ماه سال 1390
پنجره هشتم- شهاب آبروشن


شهاب آبروشن در وبسایت شخصیش در هفت پنجره با هفت نفر از دوستانش  مصاحبه کرده بود . دوستانی که هر کدوم در شاخه های مختلف فرهنگی و اجتماعی فعال بودند. . من دیدم بهترین فرد برای گفتگو خود شهاب آبروشن و با گرته برداری از طرح شهاب و درادامه ی هفت پنجره ، پنجره هشتم رو اختصاص دادم به خود شهاب .

شهاب آبروشن به گفته خودش از ده سالگی در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان در زمینه داستان و شعر فعالیت می کرده و در سال ۱۳۸۲ در موسسه بانو فیلم زیر نظر آقای نادر رونده دوره های آموزشی سینما را طی می کنه و در همون  سال ۸۲ وارد انجمن سینمای جوان بندر عباس می شه و اولین ملاقات من با شهاب در همین سینمای جوان بود .


یک جوان خوش اخلاق پر تحرک با لبخندی همیشگی بر لب و داشتن روحیه ای طنز .


شهاب از همون اول هم دوست داشت از پیچیدگی ها و مناسبات دست و پاگیر سینما عبور کنه.


خودش به شوخی می گفت (( دارم کلک مرغابی می زنم ))  و بزرگترین نکته ای هم که من از شهاب آموختم همین عبور از چیزهایی بود که دست و پای سینما را می بست و کار سینما رو لنگ می کرد و من این نکته رو مدیون شهابم .


شهاب هم اکنون مشغول پیش تولید فیلم جدیدش هست که هنوز عنوانی براش انتخاب نکرده، یک فیلم کوتاه داستانی  .

فیلم شناسی :


-سوم شخص مفرد ۱۳۸۳-هیس ۱۳۸۳-با احتیاط حمل شود۱۳۸۳-پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟ ۱۳۸۴(حضور در بیستو چهارمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران) –نسخه بازبینی ۱۳۸۵(حضور در جشنواره منطقه ای انجمن سینمای جوانان ایران- سنندج)- قطب جنوب ۱۳۸۶ – دنیای کوچک و من ۱۳۸۶ ( کسب مقام اول از جشنواره ملی فیلم 100حوزه هنری ) – درد ۱۳۸۸ – و فیلم تمام نشده هرمز ۱۳۸۷.



چرا سینما ؟


اول کار با یک ذهنیت دیگه ای وارد سینما شدم ولی بعدها نظرم عوض شد و احساس کردم که انتخاب درستی انجام دادم وکلا اون راهی که داشتم می رفتم شکل درست تری گرفت از نظر خودم البته . ویک نکته خیلی مهم که به نظر من هست اینکه می تونیم ما از طریق سینما وارد علوم دیگه بشیم و ازشون سر دربیاریم ولی شما با هیچ علوم دیگه ی نمی تونید صرفا علم سینما رو بدست بیارید .


-پیشنهادت برای رشد و پیشرفت سینمای هرمزگان چیه ؟


اگر همین تعداد فیلمسازایی که هستن سطح مطالعه و آگاهی شون رو نسبت به سینما زیاد کنن و در ادامه فیلم هم بسازند قطعا یک حرکت رو به جلو و رو به رشدی خواهد بود و اینکه به طبع اون افراد دیگه ای هم وارد این حوزه میشن و نیروی انسانی بیشتری جذب سینما میشه .


-تو یکی از کسانی هستی که قبل از ورود به دانشگاه وتحصیل در زمینه سینما به کار فیلمسازی مشغول بودی دانشگاه چه تاثیری بر روند فیلمسازیت داشته ؟


مهمترین تاثیری که دانشگاه گذاشته این بود که من با وسواس بیشتری کار می کنم و شاید این اتفاق یکمی لطمه بزنه به روند فیلمسازیم و هر کسی که وارد رشته سینما بشه یا هر رشته دانشگاهی دیگه  یا اصلن هرکسی که وارد دانشگاه میشه  و به صورت آکادمیک تحصیل کنه ازش یه توقع دیگه ای دارند و این توقع مسئولیت سنگین تری میاره و نگاه دیگران رو نسبت به من عوض کرده دانشگاه .


-       یعنی دقتت بیشتر شده ؟


-       اره دیگه چون من از سال ۸۳ تا ۸۶ یعنی سه سال حدود شش یا هفت فیلم ساختم ولی  از سال ۸۷ که وارد دانشگاه شدم تا الان یه دونه بیشتر فیلم نساختم تفاوتش توی اینه .


چرا همیشه روایت فیلماهات پایان باز دارند ؟


بهش توجه نکردم زیاد ( با خنده ) شایدم یه دوره ای فیلم ساختم که پایان بسته داشته باشه .

اصلا خودم  تعریف درستی ندارم از پایان باز این چیزیه که شماها می گین


-من به عنوان مخاطب پرسیدم


می دونم ولی من فکر می کنم هر جایی لازمه فیلم تموم بشه باید تموم بشه حالا پایان باز باشه یا بسته . شایدم همون پایانهای بسته هم صرفا پایان بسته نباشند .

همینگوی میگه اگر داستان همه شخصیتها  رو ادامه بدیم به مرگ ختم میشه . به هر حال هر چیزی می تونه ادامه پیدا کنه دیگه یعنی همون پایان بسته هم می تونه در واقع یک پایان باز باشه که ما ادامه اش ندادیم فقط فکر می کنیم که پایان بسته است .


-پس کلا قبول نداری که پایان فیلمهات مشخص نیستن ؟ اخه من که با چنتا از مخاطبای  فیلمات صحبت کردم می گن یه جوری پایان فیلمهات مشخص نیست و سر انجامی ندارند ؟ اینو قبول داری ؟


نه اینو قبول ندارم . چون این تعاریف  تعاریف مشترکی نیستن بین من و مخاطبم برای من ممکنه اون داستانی که دارم روایت می کنم همونجا تموم بشه و اینکه قطعا بعد از اون روایت اتفاقاهای دیگه ای هم می تونه بیفته ولی خودم به شخصه نمیام بشینم بگم حالا این فیلم پایانش باز باشه یا بسته  هر جا که احساس کنم فیلم باید تموم بشه تمومش می کنم.


 یعنی با این ذهنیت نمی ری  که یک فیلم پایان بسته یا باز بسازی ؟


نه با این ذهنیت نمی رم ولی می گم این لفظ پایان باز بر اساس تعاریف من هر داستانی می تونه یک پایان باز داشته باشه و می تونه ادامه پیدا کنه یعنی هر دوتاش قابلیت ارئه داده شدن داره .


-چرا کوتاه ؟ چرا انقدر کوتاه ؟


فیلمام منظورته ؟


-اره


احساس می کنم هر روز داره کوتاه تر میشه و احساس می کنم که هر روز دارم از یک پارا گراف به یک جمله از یک جمله به واژه و شایدم در نهایت به یک حرف برسم . و دست خودم نیست نمی دونم چرا ، ناخواسته است .


-همین چراش رو می خوام


نا خواسته است و داره اتفاق می افته و شایدم یه روزی من از یک فیلم چندین دقیقه ای به یک پلان چند ثانیه ای برسم اگرچه همین الان دارم دست به تجربیاتی در این زمینه می زنم  ولی همه اش ناخواسته بوده احساس می کنم تفاوت من با اونایی که به سادگی می رسن اینه که اونا انقدر می دونن که به این مرحه میرسن و من به خاطر اینکه شاید خیلی چیزها رو نمی دونم .


-به نظر من فردیت آدمها توی فیلمهای تو حضور پررنگی داره شخصیتهای فیلمات کمتر با محیط پیرامونشون در گیرند چرا اینجوریه؟  و ریشه اش در کجاست ؟


من دارم  تو یک جامعه زندگی می کنم خب ؟ که این جامعه به اندازه کافی  انقدر پستی ها  و بلندی ها داره که من اگر برم راجع به یک آدم فیلم بسازم که تنها دغدغدهای شخصی خودشو داره ، اون آدم نا خواسته یک پای قضیه رو شکل میده و درواقع یک پای جامعه است و این آدم هم داره توی همون جامعه  زندگی می کنه و دغدغه هاش هم ماحصل همون جامعه است .


می دونی میخوام بگم فردیت توی فیلمات بر رنگه مثلا توی فیلم پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟ یا همون فیلم اولیت یا فیلم قطب جنوب ،دغدغه ها فردی هستند یا یه جوری فرد با فرد مشکل داره و یک مساله فردی مطرح میشه . حالا مثلا توی فیلم قطب جنوب یک زن هم به این فردیت اضافه میشه و با وجود اینکه دونفرند ولی جنسیتی متفاوت دارند که باز هم هردو شخص مساله فردی رو دارن مطرح می کنند البته شهاب من در مقام قضاوت نیستم و نمی خوام ارزشگذاری کنم فقط دارم به عنوان مخاطب فیلمات سوال می پرسم و می خوام بدونم ریشه  اش در کجاست ؟


می دونم می دونم . ببین یا ما داریم  فیلمی می سازیم که درباره جامعه ای هست که داریم توش زدنگی می کنیم  یا اینکه نه داریم فیلمی می سازیم که مربوط به جامعه است . خب ؟  شاید فیلمی که جامعه توش نقشی نداره مثلا فیلم پشت در رسیدم بگم کی هستم ؟ به قول توی احسان رضائی در مورد یک جامعه نیست ولی مربوط به جامعه مذهبی ایرانه که داریم توش زندگی می کنیم می دونی چی می خوام بگم ؟


اره


می خوام بگم هیچ وقت اینو نمی شه جداش کرد ناخواسته این آدمها ارتباطی با خود جامعه دارن شاید اشاره مستقیم نکنم  توی فیلمام .

ولی قطعا اون فیلمی که می سازم یک ارتباطی با جامعه ای که توش زندگی می کنم داره .


-درواقع یه جوری فیلمهات درباره آدمهاست یا راجع به انسانهاست و شایدم اینجوری خواستی یک زبان جهانی تری رو انتخاب کنی تا همه آدمهای دنیا بتونن با فیلمات ارتباط برقرارا کنن . من اینجوری فکر می کنم .


اره درسته


تعریفت از دوستی و رفاقت چیه ؟ آیا آدم رفیق بازی هستی ؟


( یک سکوت طولانی در حد یکی دو دقیقه)

خنده ( ودوباره سکوت )

این جمله نمی دونم از کیه می گه : دوست برادریه  که خود آدم انتخاب می کنه  

من احساس می کنم (یک سکوت طولانی ) خنده (و دوباره سکوت)

تعریفی از دوستی و رفاقت ندارم

اما آدمی هستم که رودرواسی زیاد دارم ولی هیچ مشکلی با هیچ یک از دوستام ندارم ولی خیلی ها شاید  باهام مشکل داشته باشن

( سکوت )

 


-       نقش سیاست و تاثیرش رو توی زندگی آدمها به چه میزان می بینی ؟


من ادم سیاسی نیستم که بخوام به این سوال جواب بدم و هیچ تعریفی هم از سیاست ندارم مثل خیلی چیزهای دیگه که ازشون تعریفی ندارم .

ولی بنا به اون چیزی که دیگران از سیاست می گن  یک ارتباط تنگاتنگی بین سیاست و سرنوشت آدمها هست  . شاید سیاست در خوشبختی آدما نقشی نداشته باشه اما در بدبختی آدما معمولا نقش داره .


پ .ن داشت یادم می رفت شهاب  به کدوم فیلمساز خارجی و داخلی علاقه داری ؟


من فیلمهای آقای کیارستمی رو دوست دارم

و فکر می کنم سینمای برسون به سینمای من نزدیکتره و کیارستمی هم به این سینما نزدیکتره و حتی اگه بخوایم  بگیم داره کپی برداری می کنه از این نوع سینما و من فکر نمیکنم همچین چیزی باشه یکسری اشتراکاتی بین اینا هست و من خودم این اشتراکات رو توی سینما می پسندم .  

 

 

 

 از سمت راست - شهاب آبروشن - امیر شهاب رضویان - طهماسب صلح جو - ( جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران)



سه‌شنبه 3 خرداد‌ماه سال 1390
حضور هرمزگانی

نمایشگاه عکسهای امیر مینابیان در سوئد و فرانسه از تاریخ 27may


دوشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1390
اولین فستیوال موسیقی آلترناتیو

رسانه بندریها  برگزار میکند:
اولین فستیوال موسیقی آلترناتیو (Alternative) [ سیم هفتم ] با حضور هنرمند برجسته ی کشور رضا یزدانی

چهارشنبه 4 خرداد تالار آوینی ساعت 8:00 شب

اسامی هنرمندان شرکت کننده در فستیوال:
منصورعابدینی ،مسعود عابدینی ،کاوه شمس ،مهران میرزاده ،کمال کمالیان ،پیام قاعدی ،مسلم عابدینی ،تورج حاجی پور،حسین رستمی ،عرفان پاسلار ،احسان شمالی، محسن خاش ،مهدی رنجبر ،سینا سنگرزاده ،پدرام عسکری،محمد نجف پناهی ،رضا جعفری ، محمد حاجی پور ،مغداد اسفندی ، فرشید ادهمی، امیرفرهنگ کمائی ،محسن نوری نصب، کاوه طغرالجردی ،ایمان رضایی ،Farshad7 ،سعید توزنده جانی

حمایت کنندگان: شرکت هنرمندان خاک جنوب - انجمن موسیقی هرمزگان

جهت اطلاعات بیشتر به سایت مراجعه کنید :

www.Bandariha.com




نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 336806
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو