
یادداشتی از : مهرداد امیر زاده یاد باد آن سینما…
برای کسانی که همه عمرشان را در میان نوشته ها و
تصاویر و فیلمهای سینمای ایران میگذرانند ،سه روز را با تاریخ سینمای
ایران حرف زدن لذتی غیر قابل وصف است. در میانه دهۀ 60 ،با اتمام
اخبار، انرژی غیرقابل توصیفی از موسیقی تیتراژ برنامۀ سینمایی شبانه به
وجودم تزریق میشد ،در ابتدای تیتراژ تصویر دویدن کودکی به سمت شعلههای
آتش پخش میشد که یادم میآید در جنوب بود اما نامش را نمیدانستم تا
بعدها فهمیدم فیلم دونده است. اخبار جنگ و موسیقی مارشگونۀ آن با
جملۀ معروف «هموطنان عزیز توجه فرمائید: رزمندگان اسلام در جبهه های حق
علیه باطل...» در ذهنم به برنامۀ سینمایی منگنه شده بودند. هفتۀ گذشته
بارها اشکم در میانۀ نمایش فیلم جاری شد. خودِ فیلم دونده بر روی صندلی
کناریام نشسته بود. در چشمانش که نگاه کردم او هم اشک میریخت، اما او
یاد خاطرات دوران جنگ و ساخت فیلم دونده افتاده بود و من شوق لبریزم از
دیدن دوباره همان لحظات کودکی. فیروز ملکزاده پس از 24 سال در
بندرعباس باز هم برای وطنش اشک ریخت. دوری از مام وطن دلش را به درد آورده
بود. چرا که نه؟ ما در این نزدیکی اشک میریزیم او که آن همه دور است… با
فیروز ملکزاده ، مرداد ماه گرم بندرعباس را آغاز کردیم. با هم زلفی گره
زدیم و لذتی بردیم. او هم بیتعارف گفت که به این شهر عشقی دارد و به
آثاری که در بندرعباس کار کرده دل بسته. با ابتکار زیبای انجمن سینمای
جوان بندرعباس و دوست عزیزمان علیرضا محسنی، فیلمبردار باسابقه و در واقع
پیشکسوت سینمای ایران 3 روز را مهمان ما بود. و برای اولین بار یک نفر
اینجا نیامد تا فقط دربارۀ لایههای فیلم و نور فلات و اسپات و فوکوسکشی
صحبت کند. بالاخره کسی آمد تا بگوید سینماگر باید ایثارگر ، باید مدبر،
باید سیاستمدار و باید اندیشمند باشد. ملکزاده که 45 سال پیش سینما را با
دستیاری نعمت حقیقی شروع کرد و پیش آمد تا در کنار امیر نادری، عباس
کیارستمی، حسن بنی هاشمی ، ناصر تقوایی، علی حاتمی و بهرام بیضایی امروز
تاریخ سخنگوی سینمای ایران در کنار ما باشد. «گردش یک روزخوش آفتابی»
ساختۀ حسن بنیهاشمی فیلمی بود که فیروز ملکزاده به عنوان فیلمبردار در
آن حاضر بود و در سال 1352 به تهیهکنندگی کانون پرورش فکری کودکان و
نوجوانان ایران ساخته شد. پس از آن در مسافر (عباس کیارستمی) ، انتظار
(امیر نادری) ، دونده (امیر نادری)، باشو غریبه کوچک (بهرام بیضایی) و
دهها اثر دیگر (110 اثر) به عنوان فیلمبردار حضور داشت و او را تا به
امروز کشانده که با ریش و موی سفید برای ما همهاش از گذشته بگوید و ما در
مکتبخانۀ او درس سینما بیاموزیم. بودن با امیر نادری تا همراه بیضایی و کیارستمی و فیلمسازان اروپایی و استرالیایی از ملکزاده الماسی از جنس سینما ساخته. باشو
غریبۀ کوچک برای ملکزاده پر از افتخار بود ، در سِمَتِ تهیه کننده، مدیر
تولید ، فیلمبردار و حالا راوی. امروز که عکسهای آن سه روز با ملکزاده
را نگاه میکنم برایم خاطره شده. او حالاکیلومترها آن طرف در آن سوی کره
زمین است. من همیشه عاشق سینما بودم اما هیچوقت چیز زیادی از او
نخواستم. ولی معشوق گاهی ما را سیراب از خاطره میکند. امید که روزی ما
خاطره شیرین سینمای ایران شویم.
|