X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1387

 

یک عکس از ایمان


چهارشنبه 25 دی‌ماه سال 1387
کنسرت سگ

 

                                                    

                                                    (   کنسرت سگ )

 

 

همه آدمها دوست دارن وقتی می خوابن یکی واسشون لا لایی بخونه...... 

  

 اگه سگ این کارو بکنه آیا می شه خوابید ؟؟؟!!! 

 

 

مدیر نور و تصویر : مسعود میرزایی  

 

صدابردار: مهراب بهرامی  

 

مدیر برنامه ریزی :زهرا کریمی 

  

دستیار کارگردان و منشی صحنه : سمیرا بی طمع 

  

دستیاران تصویر : هادی سهرابی - میلاد صدیقی - رضا تراهی  

 

مدیر تولید : مهرداد امیر زاده 

   

فیلمنامه و کار گردان : مرتضی نیک نهاد 

  

تهیه کننده : موسسه هنر های سینمایی مکعب نقره ای و مرتضی نیک نهاد 


سه‌شنبه 17 دی‌ماه سال 1387
پیام حسین آزدای و محبت است

 

(عکس احسان  )

 

 

۱- این کامنت رو برای استاد نفیسی گذاشته بودم 

                                                              

سلام استاد نفیسی
این چیزی که ابن جوزی گفته چقدر وصف حال امروز ماست نه؟
آزادی  اون چیزیست  که حسین دنبالش بوده
والا برای تقویت اسلام امام نباید قیام می کرد وباید برای حفظ آن سکوت می کرد کاری که علی وحسن کردند اما امام فرا تر از اسلام به قضیه نگاه کرده وبه قول شریعتی حسین وارث آدم و ن گفته حسین وارث اسلام. هیچ سیستمی روش حسین را برنمی تابد حتی اگر خود من هم رئیس یک حکومت بودم اجازه چنین کاری به حسین نمی دادم شما می دادی؟ همینطور که الان هم داده نمی شود ...
مثلا فرض کنید همین الان  یه آقایی با زن و بچه و  یه مشت هم طرفدار پاشه بیاد وسط میدان و بگه من برای اصلاح امت جدم آمده و .... خداییش جناب استاد نفیسی خیلی دوست دارم نظر شما رو در باره این موقعیت بدونم و  شما در اون لحضه چه تصمیمی میگیری ؟ منتظر نطرتون هستم....؟

(این حکایت حسن فرهنگی است در داستان شتر های عزیز)


شنبه 14 دی‌ماه سال 1387
سی ؛دو ؛چک

                                             سی "  دو " چک

اندر احوالات برگزاریها

دو- نمی دانم تا به حال برایتان اتفاق افتاده که ساعتی زودتر در محل برگزاری مراسمی حاضر شده باشید؟ برای من قدیمها زیاد اتفاق می افتاد  و می دیدم افرادی پشت میکروفون  حاضر شده و چنین می گویند :((123"123"آزمایش می کنیم سی دو چک هوف"هوف"هوف"تم تم تم"  یک یک یک)) به نظرم این اواخر کمتر شاهد این سنت دیرینه باند و بلندگو و میکروفنیم  در اکثر برگزاریهای  ریز و درشت جیغ و داد میکروفن است که به آسمان می رود واعصاب حاضرین را تحت و الشعاع قرار می دهد. نمی دانم مشکل کجاست اما میتوان با برگزاری کنفرانسی این موضوع مهم را بررسی کرد مثلا عنوان کنفراس این باشد :((کنگره آسیب شناسی اهمیت صدابرداری در برگزاریها یا اصلا صدا چه اهمیتی دارد(جمله سر هم است )))وتوی همان کنگره یکی در باره اینکه برگزاری مرتب و منظم یک مراسم نشان دهنده وجود نظم وهدف در ارگان برگزار کننده است . سخنرانی کند وبا این شعر خاتمه دهد که رنگ رخسار خبر می دهد از سر ضمیر.

ر-۴دی ماه جشن سینمای هرمزگان وهمزمان افتتاح سینما ستاره شهر با حضور معاون وزیر در امور سینمایی برگزار شد  . نقد هایی پیرامون جشن داشتم که صادقانه  خدمت مسئول مربوطه به صورت حضوری و شفاهی عرض کردم ( در زمینه صدابرداری-افردی که تقدیر شدند- مجری – نوع برگزاری -  پخش تیزرها) اما در اینجا توضیحاتی را لازم می دانم تا شاید مخاطبینی که آنشب در جشن حضور داشته اما  از آن مطلع نبوده اند یا دچار گیجی شده اند" از اتفاقات افتاده .

.تاخیر در جشن سینما که هر ساله در 21 شهریور برگزار می شود بعلت آماده نبودن سینما ستاره شهر بوده که باتاخیر 4 ماهه بر گزار شد .

.(مهرداد امیر زاده – خوبیار سالاری – علی رضا احمدی – شهاب آبروشن)

علت تقدیر افراد نامبردگان در جشن؛را هیابی فیلمهای ا ین عزیزان به جشنواره فیلم کوتاه تهران است .علت تقدیر از احسان وایمان رضائی انجام یک طرح تحقیقاتی تحت عنوان

طرح مستند و مکتوب سازی رخدادهای سینمای استان از آغاز تا۱۳۸۶ بود که    قراراست توسط وزارت ارشاد در قالب کتابچه ای منتشر شود . این توضیحات را دادم چون مجری برنامه آقای عوض پور فقط اسا می دوستان را قرائت نمود و هیچ روشنگری نکرد که چرا  و به چه علت یک گروهان آدم بالای سن رفته اند.  که این از ضعفهای دیگر جشن آنشب بود باقی تو ضیحات را از مسئولان مربوطه بخواهید .

اما اتفاق بجایی که افتاد تغییر نام سینما تازه تاسیس ستاره شهر به پیشنهاد آقای همایون امیرزاده به سینما شهرزاد مجموعه ستاره شهر بود. چرا که سینما شهرزاد اولین و جدی ترین سالن سینما در هر مزگان بوده است ومجموعه ستاره شهر در محل سابق سینما شهرزاد بنا شده است . 

می - از شهر خبر می رسد که ۸۸ جوان فیلشان یاد هندوستان کرده . کمر همت بسته ؛ستادی به همین عنوان تشکیل داده ؛در بین خودشان انتخابات برگزار کرده .۱۱ نفر انتخاب شده اند . بعضی اعتراض کرده که چرا ما جز این ستاد نیستیم.فضولی درجواب گفته حالا که ما عضو ۸۸نفر هستیم چه گلی به سرمان زده ایم که تو بزنی . می گویند در جریان انتخابات ۱۱ نفر از ۸۸ نفر بود که ظریفی وسط مجلس بلند شده پرسیده اول معلوم کنید طرف خیال آمدن دارد یا نه بعد کاسه داغتر از آش شوید .که جواب رسیده خاموش ؛ آمدن یا نیامدن مساله نیست مساله تست دموکراسیست. بعد الاهه ای از آسمان به زمین آمده به دانشگاه رفته خواستند کولاکی به راه بیندازد. دیدند هر چه زور می زند نمی شود؛ به نتیجه رسیدند پتانسیلش موجود نیست . همان ظریف برگشته گفته این که شعارهای سال ۷۵ است؟ما می خواهیم دموکراسی ۸۸ را تست کنیم .ظریف ادامه داده در این ۱۲ سال چه فیلمها که ساخته شده ؛ چه تئاتر ها که اجرا شده ؛چه شعرها که سروده شده ؛ چه کتاب ها که نوشته شده؛ چه سی دی ها که پخش شده ؛ چه آدمهایی که رفته اند ؛ چه آدمهایی که آمده اند ؛چه دید گاههایی که عوض شده و این دید گاه های عوض شده با کسی تعارف ندارد . حال شیخ باشد یا که سید.

فا- بزرگترین فرش خاکی جهان در جزیره هرمز بر زمین نقش بست اتفاق بس شگرفی بود که به همت جوانان پر شور هرمزگانی عملی شد (نام نمی برم جون حال و حوصله جواب پس دادن ندارم) مهمترین نکته این فرش عدم حمایت حامی همیشگی" اداره کل فرهنگ ارشاد هرمزگان از این پروژه است و به دلیل اطلاع رسانی بسیار ضعیف از سوی دو طرف ماجرا چه مدیران پروژه و چه مدیران ارشاد در باره این عدم همکاری و حمایت" و چون اطلاعاتی در دست نیست نمی توان تحلیلی ارائه داد . در واقع فضای افکار عمومی در این باره مه آلود است . کاش دوستان توضیحات بیشتری در این زمینه که چرا همکاری اتفاق نیفتاده " مشکل کجا بوده؟ اینطرف چه گفته؟ آنطرف چه جواب داده؟ به شکلی واضح و روشن بیان می کردند تا می توانستیم بیشتر بنویسیم.

نکته دوم فرش ؛  چالش قلمی بین دکتر نادعلیان و دوستان ساحلنشین است که امیدوارم ختم به خیر شود و هر دو طرف دیدی جهان شمول تر یه قضیه داشته باشند.

سل- آنکه می گرید یک درد دارد آنکه می خندد هزار درد (وودی آلن)

مظفر شنبه پور بندری بازیگر تلویزیون و  تئاتر استان درگذشت .مظفر اگر چه با درد زندگی می کرد" با درد نفس می کشید" با درد اجرا می کرد" اما پیام آور درد نبود .شادی می داد" روح می بخشید" امید منتشر می کرد (هر وقت میخام دربارش بنویسم اشکم میاد)

خنداندن مردم کار راحتی نیست و معروف است که می گویند آن هم خنداندن  مخاطب ایرانی که  کار بسیارسختی است. خیلی ها  زور زدند اما نتواستند لبخند بر لب مردم بیاورند اما مظفربا استعداد شگرفی که داشت در کارش موفق بود . برای خنداندن نیاز است که شما ریتم را بشناسی" مخاطب را بشناسی" یعنی جامعه شناس باشی " اعتماد به نفس داشته باشی مد یومی که کار می کنی را بشناسی .باز هم تاکیید می کنم خیلی ها زور می زنند اما نمی توانند .

کاش بتوانیم درک کنیم که انسانها دارای قابلیتهای مختلفی هستند و اگر کم خونند" تالاسمی دارند " نقص عضو دارند"  ناتوانند اما انسانند وانسان مرکز هستی است.

کاش با مظفر مهربانتر بودیم چه اشکالی داشت توی جشنواره تئاتر" نمایشی که مظفر آماده کرده بود به همراه دوستانش" که همگی دچار همین مشکل مظفرند به صحنه می رفت. 6 تا کار توی جشنواره بود همه با موضوع تعزیه امام حسین (ع) ". امام حسینی که شعارش آزادی و محبت است و می گوید اگر دین ندارید لا اقل آزاد باشید چه اشکالی داشت محبت می کردیم و کار مظفر در جشنواره حضور می یافت ؟ می دانید چقدر تاثیر درروحیه این عزیزان و مظفر می توانست ایجاد کند. نمی دانید . 

مراسم بزرگداشتی در فرهنگسرای طوبی برایش برگزار کرده بودند کلیپی از کار های مظفر در حال پخش بود مردم می خندیدند و گریه می کردند من هم می خندیدم وگریه می کردم.

لا- فیلم آبی ابریشم در جزیره قشم و روستای در گهان به کار گردانی محمد بزرگنیا و  بازی رضا کیانیان – داریوش ارجمند – بهرام رادان در حال فیلمبرداری است محمد بزرگنیا یک فیلم بسیار بسیار دوست داشتنی دارد بنام کشتی آنجلیکا که خیلی دوست می دارم .

سی – فیلم جدید خوبیار سالاری به نا م (چند فرسنگ)کلید خورد این فیلم باز هم در حال  وهوای بشکرد می گذ رد.

 در پایان ناگهان به یاد محمد سایبانی افتادم نمی دونم چرا  ودوست دارم بنویسم ممد جان دوست دارم.       



شنبه 7 دی‌ماه سال 1387
بعد از ۸ سال

با تشکر از بهروز عباسی عزیز که ناغافل یه مطلبی رو توی وبلاگش می نو یسه و  نا ...رد لینک می کنه اینطرف و با خودش نمی گه که حداقل هماهنگی کنم؛ ملت گرفتار می شن میان اینجا ... بلاخره بعد از ۸سال دانشگاه تموم شد (البته اگه همه درسا رو پاس کنم) و دانشگاه هیچی به ما نداد به جز چند تا دوست بسیار خوب. مخصوصا رشته ای که من می خوندم ارتباطات که  از هر چیزی که فکرش رو بکنین ۲ واحد گذاشته بودن؛ وصیتنامه اما خمینی بگیر تا فتوژورنالیسم حالام تموم شد دیروز رفتیم توی کلاس با استادساعی وبچه ها  یه عکس یاد گاری بگیریم شاید ۱۶ سال دیگه شب یلدایی چیزی به دردمون بخوره بذاریمش توی وبلاگ .همین. 

مرسی بهروز جان که به یاد من بودی .(بهروز می خواستم  راجع به حضور الهه کولایی بنویسم با این کارت عقب میندازم) 


سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387
برای مظفر عزیز

 

 برای مظفر عزیز

 

روزهای جشنواره تئاتربود. هیات انتخاب کارشو رد کرده بودند .  کنار خوبیار وایستاده بودم اومد به خوبیار گفت بیا از تئاترم فیلمبرداری کن میخام بفرستم تهران برای حسن رونده ؛.داستانشو براش تعریف کردم ؛گفته خوبه ..کار من خیلی بهتر از این کارای جشنواره امسال بود.؛یدفه یکی از بچه ها اومد یه شوخی ای کرد؛ در جوابش گفت نه  اینو می خوام چیکار؟ به من خون بده خون ندارم . 

اختتامیه جشنواره تئاتر آیینی سنتی احمدی نسبم بود؛ با دوستاش رفتن بالا ملت روده بر شدند  احمدی نسب می گفت تابه حال اینقدر نخندیده بوده از من می پرسید اینا کین؟ کارشون خوبه. 

همین جشنواره آخری بهش گفتم ما منتظریما ؟ گفت امسال نه . گفتم چرا ؟ گفت کارمو رد کردن حال و حوصله ندارم برم بالا. ما رو فقط هر وقت لازم داشته باشن می خان . 

(اینا رو با اشک نوشتم. روحت شاد  )


سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387
لاتیدان منتشر شد


سه‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1387
جشن روز سینما در بندر عباس

 

 

هم زمان با این مراسم (جشن روز سینما ) قرار است  سالن سینما ستاره شهر با حضور آقای مهندس جعفری جلوه معاون وزیر ارشاد در امور سینمایی مورد بهره برداری قرار گیرد  

ضمنن تفاهم نامه ای  بین استاندار بندر عباس و معاون امور سینمایی ارشاد مبنی بر توسعه سینما در استان به امضا خواهد رسید وهمچنین قرار است از فعالین و پیشکسوتان عرصه سینمای استان تقدیر به عمل آید.  

 ۴شنبه ۴دی ساعت ۷شب سالن سینما ستاره شهر واقع در میدان شهربانی (۱۷شهریور)



نگاشته‌های پیشین
  • صفحه نخست
  •  
     
    بازدیدکنندگان : 339193
     

     

    موضوع بندی

    آرشیو